پیشرفت بازاریابی محتوا به طور کاملا تدریجی از سال‌ها پیش شروع شده و اینگونه نبوده که به یکباره مورد توجه بیزینس‌ها قرار گرفته باشد.

 این شکل جدید از بازاریابی رقابت‌های بسیاری را در این زمینه ایجاد کرده و کسب و کارهایی که به طور اصولی و درست قصد رشد بیزینس خود را دارند تولید محتوا و همچنین بازاریابی محتوا را بسیار مهم شمرده‌اند و کیفیت محتوایشان در بهترین حالت خود قرار دارد از این‌رو بازاریابی محتوا نیز به علت کیفیت عالی محتوای تولید شده به سرعت بازخورد می‌دهد.

 در این مطلب از وبلاگ معین فرجی، مدرس برتر اینستاگرام و سوشال مدیا مارکتینگ، دلایلی که بیزینس‌ها را به سمت بازاریابی محتوا روانه کرده را برشمرده‌ایم، چنانچه مشتاقید علت‌ این امر را بدانید تا انتهای مقاله همراه ما باشید.

خریداران نگرش خود را نسبت به اعتبار محتوا تغییر داده‌اند

 اولین دلیلی که بر اهمیت بازاریابی محتوا افزوده است تغییر نگرش خریداران راجع به رسانه‌های سنتی و اعتبار محتواست. امروزه تمامی مصرف‌کنندگان که کاملا آگاه به اینترنت هستند، اطلاعات درست و اصولی را از طریق اینترنت به دست می‌آورند.

 این اطلاعات در تصمیم‌گیری و خرید هوشمندانه به آنها کمک می‌کند. در چند سال اخیر، رفتار خریداران بسیار تغییر کرده است. مشتریان اکنون به شکل فزاینده‌ای درباره آنچه می‌خواهند بخرند اطلاعات دارند. آن‌ها بی‌هدف و به این امید اینترنت گردی نمی‌کنند که شاید پیام‌های بازاریابی که ناگهان از راه می‌رسند رویشان تاثیر بگذارند.

همچنین این مشتریان به هیچ وجه اتلاف وقت نمی‌کنند و بر اساس اطلاعاتی که خودشان جمع‌آوری کرده‌اند خرید انجام می‌دهند چرا که نمیخواهند چیزی صرفا به آنها فروخته شود. از این‌رو خریداران نیازمند محتوایی هستند که باعث افزایش هوش و آگاهی و دانششان شود. در این مرحله کسب  و کارهایی برنده خواهند شد که چنین محتوایی را ارائه دهند.

به‌علاوه، خریداران امروزی کاری ندارند که محتوا از کجا می‌آید، آنها فقط به دنبال پاسخ درست هستند. محتوای باکیفیت چیزی است که برای آنها اهمیت دارد حال فرقی ندارد که این محتوا از شرکتی بسیار با سابقه در حوزه رسانه باشد یا از خبرنامه و وبلاگ و …

موتورهای جست‌وجویی مانند گوگل، محتوا را آن‌چنان مردمی کرده‌اند که هرکسی کمی محتوای خوب و قدری آگاهی از موتورهای جست‌وجو داشته باشد می‌تواند محتوایش را در صفحه اول قرار دهد.

بازاریابی محتوا

عدم تکیه به رسانه‌های سنتی برای بازاریابی محتوا

دلیل دوم این است که شما نمی‌توانید برای دستیابی به مشتریانتان به رسانه‌های سنتی تکیه کنید. در گذشته، قدرت شرکت‌های انتشاراتی به توانایی منحصربه‌فرد این شرکت‌ها در ارائه اطلاعات جمعیت شناختی هدف برای چندین و چند بازار مشخص وابسته بود.

 آن‌ها میلیون‌ها دلار صرف تولید تیراژی می‌کردند که با اهداف بازاریابی تبلیغ‌کنندگانشان تناسب زیادی داشت. این شرکت‌ها می‌توانستند به‌طور دقیق به تبلیغ‌کنندگان بگویند که چه کسانی نشریه را می‌خوانند، این افراد در چه نوع شرکتی کار می‌کنند، چه نوع محصولاتی می‌خرند و هرسال چقدر بابت این محصولات پول می‌دهند.

بنا بر اعلام شرکت آی‌بی‌ام و دانشگاه بُن، ۷۱ درصد مصرف‌کنندگان بیش از دو ساعت از وقتشان را به استفاده از رایانه‌های شخصی اختصاص می‌دهند و در مقابل، فقط ۴۸ درصدشان این میزان وقت را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند.

گرایش‌ها همچنان نشان می‌دهند که سهم رسانه‌های سنتی در اطلاع‌رسانی در حال کاهش است و این بدان معناست که صرف‌نظر از تغییر رفتار مشتریان، این رسانه‌ها در رساندن پیام شما به گوش مشتریانتان کارایی کمتری خواهند داشت.

 مشکل‌تر شدن فروش به مشتریان در دنیای امروز

سومین دلیل دشوارتر شدن فروش به مشتریان است. هرچه مشتریان یا خریداران مطلع‌تر باشند، فروختن به آن‌ها دشوارتر می‌شود. بازاریابان باهوش این را می‌دانند و با ارائه محتوای خوب، معتبر و حتی رهبر گونه، روابط برندی مستحکمی را شکل می‌دهند.

آگهی‌های تبلیغاتی فوق‌العاده هنوز هم نتیجه می‌دهند؛ ولی، راهبردهای قدیمی روزبه‌روز جایشان را به بازاریابی محتوایی می‌دهند که در آن، شرکت‌ها وارد گفت‌وگویی تعاملی با مشتریان احتمالی می‌شوند.

اگرچه بسیاری از شرکت‌های رسانه‌ای به دلیل تکامل مدل‌های کسب‌وکار دیگر قادر به رفع نیازهای خواننده نیستند، خوانندگان و مشتریان همچنان تشنه محتوایی‌اند که راهکارهایی را برای مشکلاتشان ارائه می‌دهد و کمکشان می‌کند تا زندگی موفق‌تر، پربارتر و لذت‌بخش‌تری داشته باشند.

 بااین‌حال، هر روزه هزاران پیام بازاریابی به‌طرف این افراد سرازیر می‌شود و آن‌ها تقریبا همه این پیام‌ها را نادیده می‌گیرند. برای اینکه بتوانید پیامتان را به گوش آن‌ها برسانید، باید به شیوه متفاوتی ارتباط برقرار کنید.

این فرصت را دارید تا با ارائه محتوای مرتبطی که شرکتتان را به‌عنوان منبعی معتبر معرفی می‌کند، شیوه بازاریابی‌تان را دگرگون کنید.

کارتان را در نقش منبع اطلاعات شروع می‌کنید و در نقش منبع محصولات و خدمات ادامه می‌دهید. نه لازم است و نه مطلوب که تلاش کنید محصولات و خدماتتان را به مشتریان احتمالی‌ای بفروشید که دوست ندارند چیزی به آن‌ها فروخته شود.

در عوض، رهبری فکری‌تان در رسانه‌های چاپی و آنلاین باید شرکتتان را به‌عنوان منبع بدیهی راهکارها معرفی کند. زمانی که مشتری محورتر شوید، مثل نایکی، برای خودتان پایگاهی همواره وفادار و سودآور از مشتریان تکراری به وجود خواهید آورد.

ارائه راهکارهای محتوایی توسط شرکت‌های کوچک

دلیل چهارم نیز این است که به دلیل اینکه فناوری ارزان و استفاده از آن آسان است حتی شرکت‌های کوچک هم می‌توانند راهکارهای محتوایی فوق‌العاده‌ای را به پایگاه مشتریان هدف ارائه دهند

شرکت‌های کوچک‌تر از قدیم مجبور بوده‌اند برای رساندن پیام خود به گوش خریداران هدفشان به شرکت‌های رسانه‌ای متکی باشند.

 این امر به‌طور حتم در خصوص نشریات چاپی و همچنین، تا همین اواخر، رسانه‌های آنلاین صادق بوده است. فناوری مقرون‌به‌صرفه اکنون در حال تغییر تمامی قواعد است. تا همین چند سال پیش، حتی تصورش هم خنده‌دار بود که سازمانی بسیار کوچک قادر باشد وب‌سایتی را راه‌اندازی و اداره کند که بتوان همواره به‌روزش کرد؛ امروز، این کار نه‌تنها ممکن بلکه فراگیر شده است.

 در حقیقت، ممکن است شرکتی که فقط ده کارمند دارد بتواند در جایگاه ویژه‌ای که به‌دقت انتخاب ‌شده است، از شرکتی که ده هزار کارمند دارد، بهتر بازاریابی کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.